نکات برتر که جهانیان می توانند از چین بیاموزند: راهنمای جامع
به گزارش مجله سیاران، چین، با تاریخ و فرهنگی غنی و جهش اقتصادی شگفتانگیز در دهههای اخیر، به یکی از قدرتهای بزرگ جهانی تبدیل شده است. این کشور، که زمانی به عنوان «کارخانه جهان» شناخته میشد، اکنون در مسیر تبدیل شدن به یک قطب نوآوری و فناوری قرار دارد. این تحول سریع و موفقیتآمیز، درسهای ارزشمندی را برای سایر کشورهای جهان به همراه دارد. این گزارش به بررسی نکات برجستهای میپردازد که جهانیان میتوانند از تجربیات چین در زمینههای مختلف بیاموزند.
برای دریافت مشاوره و خدمات تخصصی گردشگری و سفر به سراسر دنیا با مجری مستقیم تورهای مسافرتی و گردشگری همراه باشید.
1. برنامهریزی بلندمدت و عملگرایی در اجرا
یکی از مهمترین عوامل موفقیت چین، ترکیبی از برنامهریزی بلندمدت استراتژیک با یک رویکرد عملگرایانه و آزمایشی در اجرا است.
چشمانداز استراتژیک: دولت چین با تدوین برنامههای پنجساله، نقشه راهی روشن برای آینده کشور ترسیم میکند. طرحهایی مانند «ساخت چین 2025» (Made in China 2025) که با الهام از «صنعت 4.0» آلمان تدوین شده، نمونهای برجسته از این نگاه استراتژیک است. این طرح با هدف تبدیل چین از «کارخانه جهان» به یک قدرت پیشرو در صنایع با فناوری پیشرفته و کاهش وابستگی به فناوریهای خارجی راهاندازی شد. یکی از اهداف کمی آن، رساندن میزان تولید داخلی قطعات و مواد اصلی به 70 درصد تا سال 2025 است.
اصل «عبور از رودخانه با لمس سنگها»: چین به جای اجرای اصلاحات رادیکال و «شوکدرمانی»، استراتژی «گذار تدریجی» را در پیش گرفت. این رویکرد که به عبارت معروف دنگ شیائوپینگ، «عبور از رودخانه با لمس سنگها» شهرت دارد، بر آزمون و خطا، اجرای اصلاحات در مقیاس کوچک، و سپس تعمیم سیاستهای موفق به کل کشور استوار بود. این روش محتاطانه از بیثباتیهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کرد.
مناطق ویژه اقتصادی (SEZs) به عنوان آزمایشگاه: یکی از برجستهترین نمودهای این عملگرایی، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی از سال 1980 در شهرهای ساحلی مانند شنژن بود. این مناطق به عنوان «آزمایشگاههایی» برای اقتصاد بازار عمل کردند. در این مناطق، قوانین منعطف تجاری و مشوقهای مالیاتی، سرمایهگذاری خارجی و فناوریهای پیشرفته را جذب کرد. موفقیت این مناطق، که زمانی دهکدههای ماهیگیری بودند، الگویی برای توسعه در سراسر چین شد.
مدیریت تحولات اجتماعی با سیستم هوکئو (Hukou): همزمان با اصلاحات اقتصادی، دولت چین از سیستم ثبت خانوار (هوکئو) برای مدیریت تحولات اجتماعی عظیم، به ویژه مهاجرت داخلی، استفاده کرد. این سیستم که شهروندان را به دو دسته «شهری» و «روستایی» تقسیم میکند، دسترسی به خدمات اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و مسکن یارانهای را به محل ثبت رسمی فرد محدود میسازد.
- درس مدیریتی: این ابزار به دولت اجازه داد تا از رشد بیرویه شهرها و ایجاد زاغهنشینی گسترده جلوگیری کند و یک نیروی کار انعطافپذیر و ارزان برای صنایع فراهم آورد.
- درس عبرت: با این حال، این سیستم یک شکاف اجتماعی و اقتصادی عمیق میان شهروندان شهری و کارگران مهاجر روستایی ایجاد کرده است. این نابرابری ساختاری، که یکی از ریشههای اصلی نابرابری در چین مدرن است، چالشی جدی برای آینده این کشور محسوب میشود.
2. سرمایهگذاری عظیم در زیرساختها و اکوسیستم نوآوری
چین با درک این موضوع که زیرساختهای مدرن و فناوری، شریانهای حیاتی توسعه هستند، سرمایهگذاریهای هنگفتی را در این زمینهها انجام داده است. این سرمایهگذاری عظیم از یک منبع داخلی قدرتمند تغذیه میشود.
فرهنگ پسانداز به عنوان موتور مالی توسعه: نرخ پسانداز ملی در چین به طور مداوم یکی از بالاترینها در جهان است. این فرهنگ ریشه در آموزههای کنفوسیوسی مانند صرفهجویی و تأمین آینده خانواده دارد. این پساندازهای عظیم، سرمایه داخلی لازم برای پروژههای کلان را بدون وابستگی شدید به سرمایهگذاری خارجی فراهم کرده است.
موتور نوآوری «ساخت چین 2025»: دولت چین با هدایت متمرکز سرمایهها، یک اکوسیستم ملی نوآوری را مهندسی کرده است.
- صنایع اولویتدار: این طرح بر 10 حوزه استراتژیک تمرکز دارد، از جمله: فناوری اطلاعات پیشرفته (نیمهرساناها، هوش مصنوعی، 5G/6G)، رباتیک، هوافضا، خودروهای انرژی نو و بیوتکنولوژی و تجهیزات پزشکی پیشرفته.
- ابزارهای دولتی: دولت برای تحقق این اهداف از مجموعهای از ابزارها استفاده میکند:
- سرمایهگذاری مستقیم و صندوقهای هدایت دولتی: صدها میلیارد دلار از طریق صندوقهای تخصصی مانند «صندوق سرمایهگذاری صنعت مدارهای مجتمع ملی» به این حوزهها تزریق شده است.
- حمایتهای مالی و سیاسی: شرکتهای فعال در این صنایع از یارانههای گسترده، وامهای کمبهره، معافیتهای مالیاتی و اولویت در خریدهای دولتی برخوردار میشوند.
- خرید استراتژیک فناوری: شرکتهای چینی تشویق میشوند تا با خرید شرکتهای فناوری خارجی، شکافهای تکنولوژیک خود را به سرعت پر کنند.
پیشگامی در فناوریهای پاک: چین با سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری در انرژیهای تجدیدپذیر (برقآبی، هستهای، بادی و خورشیدی)، به بزرگترین تولیدکننده انرژی پاک در جهان تبدیل شده است. این کشور در فناوریهای ذخیرهسازی انرژی نیز پیشگام است و مسیر گذار به انرژیهای پاک را برای سایر کشورها هموار میسازد.
3. میراث فلسفی دوگانه: اخلاق کار کنفوسیوسی و تعادل تائوئیستی
فرهنگ کار و زندگی در چین تحت تأثیر دو جریان فلسفی قدرتمند قرار دارد که هر یک درسهای متفاوتی برای جهان مدرن دارند.
- اخلاق کاری کنفوسیوسی: وجدان کاری کنفوسیوسی، که بر سختکوشی، صرفهجویی، نظم و تعهد به وظایف تاکید دارد، یکی از دلایل اصلی رشد اقتصادی سریع چین است. این فرهنگ کار، که گاهی با سیستم «996» (کار از 9 صبح تا 9 شب، 6 روز در هفته) توصیف میشود، نشاندهنده پشتکار و مسئولیتپذیری بالای نیروی کار است.
- فلسفه تعادل تائوئیستی: در کنار سختکوشی، فلسفه تائوئیسم بر هماهنگی با طبیعت و تعادل تأکید دارد. اصل کلیدی «وو وی» (Wu Wei) به معنای «کنش بدون تلاش» یا عمل هماهنگ با جریان طبیعی است و نه تنبلی. این اصل به افراد میآموزد که با انعطافپذیری و پرهیز از مقاومت غیرضروری، به آرامش و کارایی بیشتری دست یابند.
- درسهایی برای تعادل کار و زندگی: در دنیای پرشتاب امروز، آموزههای تائوئیسم مبنی بر سادهزیستی، میانهروی و رها کردن جاهطلبیهای فرسایشی، به عنوان راهی برای مدیریت استرس و یافتن تعادل میان کار و زندگی شخصی مورد توجه قرار گرفته است.
4. اهمیت آموزش برای پرورش انسان با فضیلت
دولت و مردم چین، آموزش را کلید موفقیت و پیشرفت میدانند و این نگاه عمیق، میراث فلسفی کنفوسیوس است.
- آموزش به عنوان یک حق همگانی: کنفوسیوس بر اهمیت تعلیم و تربیت برای همه اقشار جامعه تأکید داشت و آن را حقی همگانی میدانست.
- پرورش "انسان شریف" (Jūnzǐ): هدف اصلی آموزش در این دیدگاه، صرفاً انتقال دانش فنی نیست، بلکه پرورش فردی با فضایل اخلاقی مانند صداقت، خرد و مسئولیتپذیری برای خدمت به جامعه است.
- سرمایهگذاری در آینده: دولت چین بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی خود را به توسعه آموزش و پرورش اختصاص میدهد. در بسیاری از مناطق، حتی مناطق فقیر، مدارس از بهترین ساختمانها برخوردارند که نشاندهنده اولویت آموزش است.
- تمرکز بر علوم و فناوری (STEM): نظام آموزشی چین تاکید ویژهای بر علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات دارد و با تربیت نسلی از متخصصان ماهر، به دنبال پیشتازی در عرصههای علمی جهانی است.
5. ارزشهای فرهنگی: از خانواده تا هماهنگی با طبیعت
فرهنگ چین سرشار از ارزشهایی است که از فلسفههای کنفوسیوس و تائوئیسم نشأت گرفته و میتواند برای جوامع دیگر الهامبخش باشد.
- خانواده به عنوان هسته جامعه: در قلب فلسفه کنفوسیوس، خانواده سنگ بنای یک دولت باثبات است. احترام به والدین (孝, xiao) پیوندهای خانوادگی را تقویت کرده و خانواده را به یک واحد اقتصادی و اجتماعی بنیادی برای انباشت سرمایه تبدیل میکند.
- جمعگرایی و هماهنگی اجتماعی: جامعه آرمانی کنفوسیوس بر اساس ساختار سلسله مراتبی "پنج رابطه" (wǔlún) استوار است که به نظم و ثبات اجتماعی کمک میکند. این امر منجر به شکلگیری جامعهای گروه-محور شده که منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد.
- روابط فردی (گوانشی - Guanxi): در فرهنگ کسبوکار چین، ایجاد شبکه روابط فردی قوی (گوانشی) که ریشه در اعتماد متقابل دارد، اغلب از قراردادهای رسمی مهمتر تلقی میشود.
- هماهنگی با طبیعت: فلسفه تائوئیسم، احترام و هماهنگی با طبیعت را ترویج میکند. این نگرش در هنرهایی مانند نقاشی منظره، طراحی باغهای کلاسیک چینی برای القای آرامش و طب سنتی چین که به دنبال تعادل انرژیهای بدن (یین و یانگ) با طبیعت است، تجلی مییابد.
6. نوآوری: از میراث تاریخی تا اکوسیستم ملی
اکوسیستم کارآفرینی در چین از مرحله «کپی سریع» عبور کرده و به مرحله «نوآفرینی» در مقیاس جهانی رسیده است. این جاهطلبی ریشه در تاریخ پرافتخار این کشور و یک اکوسیستم هماهنگ دارد.
میراث نوآوری به عنوان منبع الهام ملی: تاریخ غنی نوآوری چین، که نماد آن «چهار اختراع بزرگ» (کاغذ، چاپ، باروت و قطبنما) است، به عنوان یک منبع افتخار ملی عمل میکند. دولت چین از این میراث برای تقویت این روایت استفاده میکند که بازگشت چین به جایگاه رهبری در نوآوری، یک احیای طبیعی و تاریخی است.
یک ارکستر هماهنگ نوآوری: موفقیت اکوسیستم نوآوری چین حاصل همکاری نزدیک میان دولت، دانشگاهها، غولهای فناوری و استارتآپها است.
- دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی: این نهادها بازوی تحقیقاتی و منبع اصلی تربیت نیروی متخصص برای اکوسیستم هستند. دانشگاههایی مانند «آکادمی مهندسی چین» حتی در تدوین پیشنویس طرح «ساخت چین 2025» نقش مستقیم داشتهاند.
- غولهای فناوری به عنوان «قهرمانان ملی»: شرکتهای بزرگ فناوری مانند بایدو، علیبابا و تنسنت (BAT) به عنوان بازوهای اصلی دولت و «قهرمانان ملی» در پیشبرد نوآوری عمل میکنند. برای مثال، بایدو (Baidu) رهبری پلتفرم ملی رانندگی خودکار را بر عهده دارد، علیبابا (Alibaba) بر شهرهای هوشمند متمرکز است و تنسنت (Tencent) در حوزه تشخیص پزشکی با کامپیوتر ویژن فعالیت میکند.
- استارتآپها و مراکز فناوری: شهرهایی مانند شنژن و هانگژو به آزمایشگاههای جهانی نوآوری تبدیل شدهاند و میزبان هزاران استارتآپ در حوزههای «دیپتک» (Deep Tech) مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی هستند که با حمایتهای دولتی به سرعت رشد میکنند.
بازتعریف ارزشهای سنتی برای قدرت نرم: دولت مدرن چین با هوشمندی تفسیری گزینشی از کنفوسیوسیسم را برای ایجاد یک مدل توسعه منحصربهفرد ترویج کرده است. همچنین با تأسیس مؤسسات کنفوسیوس در سراسر جهان، از این میراث به عنوان ابزار "قدرت نرم" برای گسترش نفوذ فرهنگی خود استفاده میکند.
خلاصه
جهان میتواند درسهای متعددی از تجربه توسعه چین بیاموزد. مهمترین این درسها عبارتند از: ترکیب برنامهریزی بلندمدت با عملگرایی و اصلاحات تدریجی (اصل «عبور از رودخانه با لمس سنگها») ، سرمایهگذاری هوشمندانه در زیرساختها و فناوریهای آیندهنگر ، و اهمیت دادن به آموزش و پرورش به عنوان زیربنای توسعه. این رویکردها در بستری فرهنگی روییدهاند که عمیقاً تحت تأثیر عوامل زیر قرار دارد:
1. بنیانهای فرهنگی و اقتصادی: فرهنگ پسانداز ریشهدار در آموزههای کنفوسیوسی، سرمایه داخلی عظیمی را فراهم کرده که دولت از طریق یک سیستم مالی متمرکز، آن را برای تحقق اهداف استراتژیک ملی هدایت میکند.
2. مهندسی اکوسیستم نوآوری: چین با طرح استراتژیک «ساخت چین 2025»، یک اکوسیستم نوآوری ملی را با اهداف مشخص (مانند خودکفایی 70 درصدی) و ابزارهای قدرتمند (صندوقهای دولتی، یارانهها) مهندسی کرده است. این اکوسیستم بر همکاری هماهنگ میان دانشگاهها، غولهای فناوری (که به عنوان قهرمانان ملی عمل میکنند) و استارتآپها استوار است.
3. مدیریت کنترلشده تحولات اجتماعی: چین با استفاده از ابزارهایی مانند سیستم هوکئو، فرآیند شهرنشینی سریع را مدیریت کرد، اما این کنترل به قیمت ایجاد نابرابریهای اجتماعی عمیق تمام شده است که یک درس عبرت مهم برای سایر کشورهاست.
در کنار اینها، ارزشهایی چون نظم، احترام به خانواده، جمعگرایی و اخلاق کاری قوی برگرفته از کنفوسیوسیسم و درسهای تائوئیسم در زمینه هماهنگی با طبیعت و تعادل کار و زندگی نیز قابل تامل هستند. اگرچه مدل چین به طور کامل قابل تکرار نیست، اما مطالعه نحوه ترکیب هوشمندانه سنت و مدرنیته و رویکرد آزمون و خطای کنترلشده در اصلاحات، میتواند به جوامع دیگر در مسیر توسعه پایدار کمک کند. چین نشان داده است که با داشتن چشماندازی روشن و ارادهای قوی، میتوان در مدتی کوتاه به دستاوردهای بزرگی نائل شد.